سيد احمد على خسروى
468
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
علّة زندگى نكردن بچّه متولده در شش سال و چون بحدّ اكمل نرسيدهاند ضعف آنها سبب انحلال و از بين رفتن آنها است در اكثر و يا در چهل و پنج روز است و از شان اينگونه اطفال زنده ماندن است بعلّت اينكه تكمل اينها در رحم بحدّ اعتدال بوده و در نه ماه به دنيا آمدهاند و امّا اطفال متولّده در هشت ماه از سه قسم خارج نيست يا ماده اين اطفال در سى و پنج روز صورة گرفته و در هفت ماه بايد به دنيا آيند و متولد شوند و در اثر عارضه بر آنها و يا در ارحام والده آنها و يا از ضعف بدن زنها از اخراج جنين در رحم مانده تا هشت ماه و امّا از جهة تغذّى آن اطفال چون خون عادت مكفى نبوده بدن آن اطفال مريض و ضعيف شده و در هشت ماه متولّد شده پس اينگونه اطفال تعيّش نخواهند كرد و يا مادّه اين طفل در چهل و پنج روز بسته شده و در اثر عارضه مذكوره طفل مريض مريض شده و هنوز موعد آنكه نه ماه باشد نرسيده در هشت ماه به دنيا آيد اين هم تعيّش نخواهد كرد و قسم ثالث اين است كه نطفه در چهل روز بسته شود و مرضى هم متوجه طفل در رحم نگردد و در سر موعد به دنيا آيد و متولد گردد پس اين يك قسم آن شقى است كه تعيّش مىنمايند و موعدش هشت ماه است اين حاصل اقوال قدماست در توليد طفل در اين سه موعد از چيزهائى كه بايد مواظبة نمايند حاملةها